|
گمبیت
|
||
|
می بینم. میشنوم. می گویم ... مینویسم ... پس هستم |
فشار سنج و ارتفاع يک ساختمان
دانشجويي سر امتحان فيزيک به سوال زير برخورد کرد:
"چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک ساختمان را حساب کرد"؟
او جواب زير را براي اين سوال نوشت:
"يک فشار سنج (ترجيحا خراب) را از بالاي ساختمان به پايين مي اندازيم و زمان رسيدن آن را
به زمين محاسبه مي کنيم ( t ) . با استفاده از فرمول h=1/2 at^2 + V0 t
و قرار دادن a=g=9.8 و V0=0 مي توان ارتفاع ساختمان ( h ) را با دقت خوبي حساب کرد".
وي در ادامه نحوه اندازه گيري دقيق زمان و جزئيات ديگر را توضيح داد.
استاد درس که انتظار چنين جوابي را نداشت مساله را با همکارانش در ميان گذاشت. تصميم
بر اين شد که طي يک امتحان شفاهي از دانشجو بخواهند که جواب درست سوال را پيدا کند.
دانشجو 15 دقيقه وقت داشت تا به سوال جواب دهد. او با عصبانيت کاغذ و قلمي برداشت و
شروع به نوشتن کرد و توضيح داد که به دليل جوابهاي متفاوتي که در ذهن دارد بايد به نحوي
آنها را مرتب کند و بدون اينکه حرف ديگري بزند 10 دقيقه تمام نوشت و بعد نوشته هايش را
تحويل داد و رفت. پاسخ او چنين بود:
1- جوابي که شما مي خواهيد اين است که فشارهوا را در پايين و بالاي ساختمان حساب کرده، از روي اختلاف فشار در واحد طول ارتفاع ساختمان را حساب کنبم، ولي دقت اين روش بسيار پايين است و روشي که در امتحان نوشتم و روشهاي ديگري که در ادامه مي آيند، دقيق تر هستند.
2- فشارسنج را با طنابي از بالاي ساختمان به پايين آويزان مي کنيم تا نزديک سطح زمين برسد. اگر آنرا مانند يک پاندول با دامنه کم به نوسان درآوريم با محاسبه پريود نوسان پاندول مي توان فاصله بام ساختمان تا مرکز ثقل فشارسنج را حساب کرد.
3- فشارسنج را مانند روش قبل از بالاي ساختمان آويزان مي کنيم تا به سطح زمين مماس شود. با متر کردن طناب مصرفي مي توان ارتفاع ساختمان را محاسبه نمود.
4- در يک روز آفتابي فشارسنج را روي زمين مي گذاريم. با اندازه گيري طول سايه فشارسنج و سايه ساختمان و با معلوم بودن ارتفاع فشارسنج، جواب مساله با يک تناسب ساده حل مي شود.
5- طول فشارسنج را با خط کش اندازه مي گيريم و بعد ساختمان را با همان فشارسنج متر مي کنيم.
6- يک ستون آب به ارتفاع ساختمان درست مي کنيم و فشار آب موجود در عمق انتهايي ستون را اندازه مي گيريم. محاسبات بعدي بديهي هستند.
7- فشارسنج را مي فروشيم و با مقداري از پول بدست آمده، يک متر به اندازه کافي بلند مي خريم.
8- ولي بهترين روشي که پيشنهاد مي کنيم اين است که به سرايداري ساختمان مراجعه کنيد و از او بخواهيد در ازاي گرفتن يک فشارسنج نو، ارتفاع ساختمان را به شما بگويد.
نتيجه اخلاقي: دانشجو نمره سوال را گرفت.
نتيجه منطقي: سعي کنيد همان جوابي را که از شما مي خواهند بنويسيد، چون ممکن است به اندازه اين دوستمان خوش شانس نباشيد!
نتایج مطالعات معاون آکادمی جامعه شناسی دانشگاه آکسفورد:
مطالعه برای بررسی چیزی که مردم آن را "شانس" می خوانند، ده سال قبل شروع شد.
می خواستم بدانم چرا بخت و اقبال همیشه در خانه بعضی ها را می زند، اما سایرین از آن محروم می مانند. به عبارت دیگر چرا بعضی از مردم "خوش شانس" و عده دیگر "بدشانس" هستند؟
آگهی هایی در روزنامه های سراسری چاپ کردم و از افرادی که احساس می کنند خوش شانس یا بدشانس هستند خواستم با من تماس بگیرند.
صدها نفر برای شرکت در مطالعه من داوطلب شدند و در طول سال های گذشته با آنها مصاحبه کردم، زندگی شان را زیر نظر گرفتم و از آنها خواستم در آزمایش های من شرکت کنند.
نتایج نشان داد که هرچند این افراد به کلی از این موضوع غافلند، کلید خوش شانسی یا بدشانسی آنها در افکار و کردارشان نهفته است.
چهار نکته برای کسانی که می خواهند خوش اقبال شوند
به غریزه باطنی خود گوش کنید، چنین کاری اغلب نتیجه مثبت دارد.
با گشادگی خاطر با تجارب تازه روبرو شوید و عادات روزمره را بشکنید.
هر روز چند دقیقه ای را صرف مرور حوادث مثبت زندگی کنید.
پیش از یک دیدار یا یک تماس تلفنی مهم، آن را برای خود مجسم کنید و خود را در آن موفق ببینید. بخت و اقبال اغلب همان چیزی است که انتظارش را دارید.
برای مثال، فرصت های ظاهرا خوب در زندگی را در نظر بگیرید. افراد خوش شانس مرتبا با چنین فرصت هایی برخورد می کنند، درحالی که افراد بدشانس نه.
با ترتیب دادن یک آزمایش ساده سعی کردم بفهم آیا این مساله ناشی از توانایی آنها در شناسایی چنین فرصت هایی است یا نه.
به هر دو گروه افراد "خوش شانس" و "بدشانس" روزنامه ای دادم و از آنها خواستم آن را ورق بزنند و بگویند چند عکس در آن هست.
به طور مخفیانه یک آگهی بزرگ را وسط روزنامه قرار دادم که می گفت: "اگر به سرپرست این مطالعه بگویید که این آگهی را دیده اید 250 پوند پاداش خواهید گرفت."
این آگهی نیمی از صفحه را پر کرده بود و به حروف بسیار درشت چاپ شده بود.
تنش عصبی
با این که این آگهی کاملا خیره کننده بود، افرادی که احساس بدشانسی می کردند عمدتا آن را ندیدند، درحالی که اغلب افراد خوش شانس متوجه آن شدند.
مطالعه من نشان داد که افراد بدشانس عموما عصبی تر از افراد خوش شانس هستند و این فشار عصبی توانایی آنها در توجه به فرصت های غیرمنتظره را مختل می کند.
در نتیجه، آنها فرصت های غیرمنتظره را به خاطر تمرکز بیش از حد بر سایر امور از دست می دهند.
برای مثال وقتی به مهمانی می روند چنان غرق یافتن جفت بی نقصی هستند که فرصت های عالی برای یافتن دوستان خوب را از دست می دهند.
آنها به قصد یافتن مشاغل خاصی روزنامه را ورق می زنند و از دیدن سایر فرصت های شغلی بازمی مانند.
افراد خوش شانس آدم های راحت تر و بازتری هستند، در نتیجه آنچه را در اطرافشان وجود دارد و نه فقط آنچه را در جستجوی آنها هستند می بینند.
تحقیقات من در مجموع نشان داد که آدم های خوش اقبال براساس چهار اصل، برای خود فرصت ایجاد می کنند.
اولا آنها در ایجاد و یافتن فرصت های مناسب مهارت دارند، ثانیا به قوه شهود گوش می سپارند و براساس آن تصمیم های مثبت می گیرند. ثالثا به خاطر توقعات مثبت، هر اتفاقی نیکی برای آنها رضایت بخش است، و رابعا نگرش انعطاف پذیر آنها، بدبیاری را به خوش اقبالی بدل می کند.
در مراحل نهایی مطالعه، از خود پرسیدم آیا می توان از این اصول برای خوش شانس کردن مردم استفاده کرد.
از گروهی از داوطلبان خواستم یک ماه وقت خود را صرف انجام تمرین هایی کنند که برای ایجاد روحیه و رفتار یک آدم خوش شانس در آنها طراحی شده بود.
نتایج خیره کننده
این تمرین ها به آنها کمک کرد فرصت های مناسب را دریابند، به قوه شهود تکیه کنند، انتظار داشته باشند بخت به آنها رو کند و در مقابل بدبیاری انعطاف نشان دهند.
یک ماه بعد، داوطلبان بازگشته و تجارب خود را تشریح کردند. نتایج حیرت انگیز بود: 80 درصد آنها گفتند آدم های شادتری شده اند، از زندگی رضایت بیشتری دارند و شاید مهم تر از هر چیز خوش شانس تر هستند.
و بالاخره این که من "عامل شانس" را کشف کردم.
در آينده اي نه چندان دور ممكن است هر كسي با مشكلي مواجه شود. گر چه شناختن دقيق آن غير ممكن است ولي مي توانيد خود را از حالا براي رويارويي با آن آماده كنيد. اگر منتظر بمانيد تا قبل از آمادگي شما مشكلي روي دهد. حتي مساله اي كوچك مي تواند سهمگين باشد.
اما وقتي پيشاپيش خود را آماده مي كنيد، حتي ممكن است آن مشكل به بهترين فرصت برايتان تبديل شود. هر روز فرصتي داريد تا قوي تر، خلاق تر و كاردان تر شويد. چنين فرصت هايي را براي خود بسازيد. سپس موقعيت هاي بهتري برايتان پيش مي آيد به گونه اي كه قادر خواهيد بيشترين بهره را از آنها ببريد.
براي موفقيت و از عهده برآمدن مشكلات احتياجي به تغييرات بزرگ در زندگي تان نيست فقط كافي است هر روز پيشرفت بيشتري نسبت به روز قبل داشته باشيد. سر انجام ممكن است با مسايل اجتناب ناپذير و سختي مواجه شويد.
--- اما بايد خود را به سرعت با شرايط پيش آمده وفق دهيد ---
به جاي صبر كردن تا روي دادن چنين وضعيتي كه مجبور خواهيد بود خود را از اضطراب نجات دهيد، فقط كافي است هر روز رشد كوچكي داشته باشيد به جاي نگراني در مورد چيزي كه ممكن است اتفاق بيفتد خود را در آن شرايط قرار دهيد. در اين صورت قادر خواهيد بود هر چيزي را كه روي دهد به طور موفقيت آميزي كنترل كنيد.
زمان و تلاشي كه صرف رشد و ارتقاي خود مي كنيد، قطعا به خوبي به دردتان خواهد خورد. با پيشرفت روزانه هر چند كوچك، مطمئن باشيد با مشكلات به خوبي كنار خواهيد آمد.
اگر درخت کج روئیده ٬ بنگر به زمین ناهموار !
شما چه فکر میکنید؟
آيا شما هم از آن دسته افرادي هستيد كه دوست دارند يك شبانه روز 30 ساعت باشد؟ آيا شما هم آرزوي فرصت كافي براي آموزش بچه هايتان، پختن غذاهاي خوشمزه، مراقبت از باغچه و نگهداري از يك خانه بزرگ، نواختن پيانو، نشستن كنار آتش و خواندن يك كتاب خوب را داريد؟ حقيقت موضوع آن است كه امروزه بسياري از ما تحت تاثير شديد فشار زمان هستيم. در واقع ما در طول روز زمان كافي براي پرداختن به همه آن چيزهايي را كه مي خواهيم، در اختيار نداريم.
موقعيت ها و شرايط، فشار و استرس فراواني بر فرد وارد مي كنند. امكان دارد شما هم اين احساس را تجربه كرده باشيد كه دايما محدوديت زماني داريد. ممكن است احساس خستگي و يا ناكامي كنيد شايد هم چون زمان زيادي صرف "انجام دادن" و نه "فكر كردن" مي كنيد تحت فشار كار خانه و مسابقه فوتبال پسرتان احساس شگفتي و درماندگي نمائيد.
عجيب اينجاست كه هر چه بيشتر كار مي كنيم بيشتر متوجه مي شويم كه از كارهايمان عقب افتاده ايم. ما انسان ها دايما در حال دويدن هستيم ولي با اين وجود باز احساس مي كنيم كه داريم كم كاري مي كنيم در نتيجه بدبيني مان افزايش مي يابد و ممكن است حتي در رابطه با چيزهاي مورد علاقه مان احساس كم حوصلگي كنيم. شايد هم حس كنيم كه دايما آب در هاون مي كوبيم و بيهوده و بي نتيجه مي دويم. در اين شرايط خبرهاي خوب مايه اميدواري است حتي در شرايطي كه يك موقعيت، نااميد كننده به نظر مي آيد. ما مي توانيم بر زندگي و وقتمان كنترل و تسلط داشته باشيم. شايد كمي تلاش و زمان ببرد اما در دراز مدت ارزش خود را نشان خواهد داد اولين گامي كه بايد برداشته شود اولويت بندي است.
خيلي ها احساس مي كنند كه براي انجام كارهاي مهم زندگي شان كمبود وقت دارند. چرا؟ مشخص است چون آن ها زمان و كارهايشان را اولويت بندي نمي كنند. ليستي از اهدافتان براي هفته، سال و يا حتي 5 سال آينده بنويسيد. با نخستين جرقه هاي ذهنتان اهدافتان را به هر شكل و نظمي كه مي خواهيد و دوست داريد فهرست بندي كنيد. سپس به اهدافتان بپردازيد و آن ها را با توجه به اهميت شان طبقه بندي نماييد. پس از اين كار فقط حساب كنيد كه چقدر زمان براي رسيدن به اهدافتان نياز داريد. ممكن است فقط 5 دقيقه طول بكشد و يا بيشتر.
گام بعدي اين است كه ياد بگيريد چندبعدي عمل كنيد. زماني را كه در صف به انتظار ايستاده ايد، مي تواند به راحتي به بررسي و چك كردن دفترچه كار روزانه تان اختصاص يابد و يا با خواندن يك كتاب و يا مجله پر شود. هيچ گاه صف ها را وقت تلف كن تصور نكنيد بلكه آن ها را فرصتي براي انجام كارهاي مهم و حتي كوچك فرض نمائيد.
در صورتي كه بخواهيد در وظايف خود به مثابه يك كارگر يا همسر و والد، مفيد و مؤثر باشيد به تنها چيزي كه نياز خواهيد داشت زمان خواهد بود. يك دفترچه قرار ملاقات برداريد و مجموعه اي زماني براي خود طراحي نماييد. زمان شما مي تواند صرف عبادت، ارزيابي دوباره اولويت ها، ترسيم طرحي براي پيشرفت كارهايتان، و يا حتي درست كردن يك دسر شود. فقط مطمئن شويد كه در طول روز تنها چيزي كه در اختيار داريد زمان است. در غير اين صورت با وجود تغيير در فواصل زماني كوتاه مدت، بيشتر تحت تاثير فشار و استرس قرار خواهيد گرفت.
از گفتن "نه" نترسيد. شما نمي توانيد هم زمان رييس يك گروه تجسس و يك موسسه مالي باشيد. تحت هر شرايطي به انتخاب و اولويت بندي تكاليف شخصي و كاريتان نياز داريد. اگر خيلي سخت نگيريد حتما از اين كه چقدر زمان زياد خواهيد آورد احساس بهتري خواهيد داشت تعجب مي كنيد. بعضي وقت ها گفتن "نه" جرات مي خواهد. ممكن است اول از دستتان نااميد شوند اما در پايان وقتي فهميديد كه خودتان را به زحمت نينداخته ايد خوشحال خواهيد شد.
بايد زمانتان را مثل زمان رييس جمهور یک کشورغنيمت بدانيد. و كارهايي را كه دوست داريد انجام دهيد. با به كار بستن برخي تكنيك هاي برنامه ريزي ابتكاري و ابداعي مي توانيد زمان را به آن دسته از كارهايي كه واقعا برايتان اهميت دارند اختصاص دهيد در اين صورت كمتر تحت فشار خواهيد بود و هر چه بهتر و بيشتر براي مواجهه و مقابله با چالش هايي كه روزانه با آن ها دست به گريبانيد توانمند خواهيد شد.
احتمال دارد زماني كه كمتر تحت فشار واقع مي شويد كودكان، همسر و اطرافيانتان هم رهنمودهايتان را دنبال كنند، اين جاست كه دنياي اطرافتان هم با شما هماهنگ تر از قبل خواهد شد.
تغییر و تحول قانون ثابت ولایتغیر جهان هستی است. همه چیز در حال تغییر و دگرگونی است؛ آن چه که تغییر ناپذیر است، خود تغییر است. حکایت تغییر و تحول حکایت همیشگی زندگی انسانهاست. امواج تغییر و تحول در گستره زندگی امروزین ما هر لحظه جلوه ای خاص می یابد
امروزه ثابت ماندن، تغییر نکردن و بهبود نیافتن مساوی مرگ است، حتی یک روز ما نباید بدون تغییر سپری شود. تحول و بهبود مسابقه ای بدون خط پایان است که دیر زمانی است شروع شده. ما نیز باید در این مسابقه با تمرينات بیشتر شرکت کنیم. همه خواهان تغییر و تحول اند ولی نه در خود بلکه در دیگران. نگاه تیزبین ما همیشه متوجه افراد و سازمانهای دیگر است. تغییر و تحول از طریق شانس و اقبال حاصل نمی شود بلکه به مدیریت صحیح بستگی دارد.
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند. قرآن کریم
اگرحاکم ومدیرجامعه،دراخلاق و رفتارش تحولی حاصل گردد، زمان دگرگون می شود. پیامبر اکرم
بزرگترین بیم بشر، بیم از تغییر است: مردم از افکار جدید، عادت های جدید، محیط جدید و روش جدید می ترسند. غافل از آن که اساس زندگی تغییر و تحول است و زندگی بدون آن قابل دوام نیست؛ تنها راه زندگی بهتر و طولانیتر، آمادگی شما برای قبول تغییر و عملی کردن تحول های بزرگ است. پس خودتان را عوض کنید. السلی رابینسون
مدیران بدانند، دگرگونی مثل مرگ اجتناب ناپذیر است. ناشناس
با سه قدم زیر تغییرات پایدار پدید آورید:
قدم اول: معیارهای خود را بالا ببرید،
قدم دوم: عقاید زيان آور را تغییر دهید،
قدم سوم: شیوه معمول کار را عوض کنید. آنتونی رابینز
ما زنده از آنیم که آرام نگیریم --- موجیم که آسودگی ما عدم ماست. ابوطالب کلیم
بزرگترین کشف نسل امروز این است که انسان می تواند با تغییر ذهنیت خود ، زندگی خود را تغییر دهد . جیمز
ما ایستادگی را از طبیعت می آموزیم: رودی که از رفتن باز بایستد، بوی گند می گیرد. اندرو متیوس
تغییر آنگاه شروع می شود که فردی پله بعدی را ببیند. ویلیام درایتن
آيا تا به حال در حوزه كاري، حس دغلبازي به شما دست نداده است؟ آيا پيش خودتان فكر نكرده ايد داريد مردم را فريب مي دهيد تا شما را بااستعدادتر از آن چه واقعا هستيد به حساب بياورند؟ علي رغم موفقيت ها و پيشرفت هايي كه داشته ايد آيا از اين نمي ترسيد كه روزي به عنوان يك آدم متظاهر شناخته شويد و به خاطر اين كه توانايي هاي اصلي تان، كمتر از آن چه تاكنون بروز داده ايد، بوده، مورد تمسخر ديگران واقع شويد؟
تحقيقات نشان داده است كه حدود 70 درصد از ما از اين كه به چنين تقلب هايي متهم شويم، واهمه داريم.
با «سندروم تظاهر» آشنا شويد
بسياري از افراد موفق به اين سندروم، گرايش دارند و همين موجب مي شود تصور كنند موفقيت هايشان تصادفي بوده است و هر لحظه ممكن است چنين ارتباطي از جانب ديگران كشف شده و آن ها را در ديد ديگران حقه باز جلوه دهد (هر چند كه برخي از مردم هم عكس اين عمل مي كنند و دوست دارند شكست هايشان را تصادفي بدانند!)
در كتاب «اگر من آنقدر موفق هستم چرا حسي دروغين دارم؟» جين هاروي فاش مي سازد كه اغلب اين حس، به موفق ترين انسان ها دست مي دهد و بنا بر شواهدي كه وجود دارد ميان خانم ها رايج تر است. به عنوان مثال وقتي دستگاهي كارش را درست انجام نمي دهد، يك زن فكر مي كند نحوه استفاده او از دستگاه ايراد دارد، در صورتي كه نگرش پيش فرض يك مرد خراب بودن دستگاه است.
بعضي اوقات شرايط كاري ما همانند يك مدار چاپي پيچيده و تودرتو مي شود به نحوي كه وقتي در اين شرايط به موفقيت دست مي يابيم خودمان هم باورمان نمي شود اين كار را ما انجام داده باشيم. با اين حال پيچيده بودن شرايط نمي تواند دليل مناسبي براي انكار توانايي هاي خود و توجيه موفقيت ها از كانال شانس و اقبال باشد ولي دقيقا همان ذهنيتي است كه بسياري از افراد موفق دچار آن هستند. جالب اينجاست كه بسياري از افراد به اين نوع ترديد، هرگز قبلا در مورد آن نشنيده اند وهمين الان بي اطلاع بودن موجب شده اين رفتار بيش از پيش طبيعي جلوه كند.
به نظر مي رسد كساني كه درگير اين معضل هستند نتوانسته اند فضايل خود را دروني سازند. آنها شهود خارجي و هوش و توانايي را كه در قالب هاي مختلف نظير مدارك تحصيلي، نمرات، ترفيع ها و نظاير آن به رويت خود و ديگران رسيده اند را فراموش كرده و در عوض موفقيت را به روابط و شانس و زمان و حتي برخي عوامل خرافي نسبت مي دهند و به اين ترتيب متقاعد مي شوند ديگران دارند آن ها را زرنگ تر و تواناتر از آن چه واقعا هستند مي پندارند و از اين رو حس مي كنند در حال فريب آن ها هستند و چه بسا كه از برملا شدن اين راز در هراس نيز باشند.
اگر با اين نگراني كه به هر حال روزي يك نفر متوجه مي شود موفقيت هايتان آن قدرها هم محصول عمل شما نبوده، زندگي مي كنيد، خيالتان راحت باشد چون بيشتر ما هم برخي اوقات اين طور فكر مي كنيم!
حال سوال اين است كه با اين كج خيالي چه بايد كرد؟
در واقع لزومي ندارد كار خاصي انجام شود فقط كافي است به اين نكته پي ببريد كه چنين افكاري كاملا طبيعي هستند. در بسياري از كتب و مقالات موفقيت مي خوانيم كه اگر مثل شخصيت برجسته اي كه دوست داريم مانند او باشيم عمل كنيم، گام موثري در كسب موفقيت برداشته ايم و مادامي كه از دستور العمل «ادايش را در بياور تا مثل او شوي» پيروي مي كنيم لزومي ندارد خجالت بكشيم. همان گونه كه متوجه شديد حتي اگر واقعا اداي انسان هاي موفق را در بياوريد نيز به بيراه نرفته ايد!
جمله اي معروف وجود دارد كه مي گويد: «هيچ كس نمي تواند آن چه را كه تو خود تكذيب مي كني به تو بدهد.» بنابراين اگر مي خواهيد توانمند باشيد لازم است توانمندي هاي خود را به رسميت بشناسيد و از افكار منفي و بيهوده پرهيز كنيد.
۱-روياهای بزرگ در سر بپرورانيد
فقط روياهای بزرگ می توانند روح انسانها را به حرکت در آورند(مارکوس اُرليوس)
۲-حس هدفمندی را در خود پرورش دهيد
کسی که هدفی روشن داشته باشد حتی در نا هموارترين راه ها به جلو می رود.شخص بدون هدف در هموارترين راه ها هم پيشرفتی نخواهد داشت(توماس کارلاين)
۳-خود را دارای شغل آزاد بدانيد
من بر روان و سرنوشت خود مسلط هستم(ويليام هنلی)
۴-کاری را که واقعا دوست داريد انجام دهيد
وقتی کاری را انجام بدهيد که واقعا آنرا دوست داريد ديگر هرگز حتی يکروز هم کار نخواهيد کرد(برايان تريسی)
۵- در کار خود هميشه بهترين باشيد
کيفيت زندگی شما صرف نظر از اينکه در چه حوزه ای کار می کنيد بستگی دارد به اينکه تا چه حد خود را متعهد می دانيد که در کار خود بهترين باشيد(وينس لومباردی)
۶-سخت تر و بيشتر کار کنيد
هرچه سخت تر کار کنم موفق تر می شوم(جيمز تربر)
۷- خود را وقف يادگيری مادام العمر کنيد
يادگيری مستمر حداقل شرط لازم برای کسب موفقيت در هر زمينه ای است(دنيس ويتلی)
۸- اول حق و حقوق خودتان را بدهيد
بخشی از کل در آمدتان به شما تعلق دارد و اگر نتوانيد آنرا پس انداز و سرمايه گزاری کنيد، بذر بزرگی در شما نيست(کلمنت استون)
۹-همه جزئيات مربوط به کارتان را ياد بگيريد
اگر در شغلتان مهارت بالايی به دست آوريد،هيچ چيز مانع در آمد بيشتر و پيشرفت سريعتر شما نخواهد شد(دان کندی)
۱۰-خود را وقف خدمت به ديگران کنيد
اگر به ديگران کمک کنيد تا به آنچه می خواهند برسند،شما هم می توانيد در زندگی به آنچه می خواهيد برسيد(زيگ زيگلار)
۱۱-با خود و ديگران کاملا صادق باشيد
تفکر منبع اصلی ثروت،موفقيت،پيشرفتهای مادي،کشفها واختراعات بزرگ و همه کاميابی هاست(کلودبريستول)
۱۲-بالاترين اولویتهايتان را تعيين و سپس با تمام قوا روی آنها تمرکز کنيد
انسان غير متمرکز در همه امورش نا پايدار است(برايان تريسی)
۱۳-سريع العمل و قابل اعتماد باشيد
کار خودتان را انجام دهيد،اما نه فقط در حد وظيفه بلکه اندکی بيشتر و از روی سخاوت.همين مقدار اندک به اندازه تمام کار ارزش دارد(دين بريگز)
۱۴-برای جهش از قله ای به قله ديگر آماده باشيد
برنده شد يک چيز گاه گاهی نيست بلکه هميشگی است(ويلس لُمباردی)
۱۵-انضباط فردی را در همه موارد اعمال کنيد
انضباط فردی يعنی توانايی وادار کردن خود به انجام به موقع کارهايی که بايد انجام دهيد،چه خوشتان بيايد و چه نيايد(آلبرت هبارد)
۱۶-خلاقيت و استعداد ذاتی خود را شکوفا کنيد
قدرت تصور از واقعيات برتر است(آلربرت انيشتين)
۱۷-با افراد درست در ارتباط باشيد
طی ۵سال آينده شما تغييری نخواهيد کرد مگر به دليل ملاقات با افرادی خاص و کتابهايی که مطالعه می کنيد(چارلزجونز)
۱۸-به بهترين نحو مراقب سلامتی خود باشيد
رمز خوشبختی داشتن ذهنی سالم در بدنی سالم است(تئودو روزولت)
۱۹-قاطع و عملگرا باشيد
به جنگ دريای مشکلات برويد و شجاعانه به آنها پايان دهيد(ويليام شکسپير)
۲۰-هرگز شکست را يک انتخاب ندانيد
چيزی برای ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس(فرانک لين روزولت)
۲۱-در امتحان پايداری قبول شويد
هيچ چيز نمی تواند جايگزين پايداری شود.استعداد نمی تواند:انسانهای با استعداد ناموفق فراوانند.نبوغ نمی توان:نابغه های ناکام تقريبا به صورت ضرب المثل در آمده اند.تحصيلات نمی تواند:دنيا پر است از تحصيلکرده های بی حاصل.فقط پايداری و اراده دارای قدرت لا يتناهی است(کالوين کوليج)
|
|