|
گمبیت
|
||
|
می بینم. میشنوم. می گویم ... مینویسم ... پس هستم |
با سیم خار دار نمی توان جلوی طوفان شن را گرفت!
شايد برايتان اتفاق افتاده است كه به شخصي برخورد كنيد و قبل از آنكه عملا با او آشنا شويد، دريابيد كه هرچقدر هم تلاش كنيد، نمي توانيد با او بسازيد و كنار بياييد.
باورهاي قديمي زيادي وجود دارند مبني بر اين كه افرادي را كه نمي توانيم به راحتي تحملشان كنيم، در واقع منعكس كننده يك نقطه ضعف يا يك صفت ناپسند شخصيت خودمان – كه از آن بسيار بدمان مي آيد – هستند. به عبارت ديگر، اگر به اين دليل كه مي ترسيد در جمع صحبت كنيد از خودتان بدتان مي آيد و همواره تلاش مي كنيد تا اين احساس را تغيير دهيد، احتمالا از افرادي كه همين مشكل را دارند، متنفريد. با اين وجود، به محض اينكه مشكلتان را برطرف مي كنيد ممكن است احساستان نسبت به آن شخص، به دلسوزي و ترحم تبديل شود و شايد سعي كنيد به او كمك كنيد.
هميشه به خاطر داشته باشيد كه براي داشتن احساس رضايت نسبت به خودتان بايد هماهنگي كاملي را بين دنياي دروني و بيروني تان يعني بين روح و جسمتان ايجاد و حفظ كنيد.
همه ما قبول داريم كه دنياي دروني مان بر عملي كه در دنياي بيروني مان انجام مي دهيم، تاثير زيادي دارد. به همين دليل، متخصصان به شما توصيه مي كنند كه درباره چگونگي دستيابي به هماهنگي دروني، تعمق و تفكر كنيد. در اينجا نيز چند پيشنهاد ارايه مي شود كه به خاطرسپاري آن ها بسيار مفيد است:
سعي كنيد بيش از پيش ديگران را ببخشيد و عفو كنيد، زيرا هيچ كس كامل نيست و همه انسان ها اشتباه مي كنند. اشتباهات ديگران را بپذيريد اما اشتباهات خودتان را فراموش نكنيد. به ياد داشته باشيد كه فقط يك انسان بسيار قوي، قدرت پذيرفتن اشتباه خود را دارد و حتي اگر در ابتدا ديگران شما را سرزنش كنند مطمئن باشيد كه بعد از مدتي براي صداقت و راستي تان ارزش قايل مي شوند.
با افراد پيرامونتان ارتباط بيشتري برقرار كنيد و دست رد به سينه انزوا و گوشه گيري بزنيد. دانشمندان تاكيد مي كنند كه وقتي انسان ها در اجتماع زندگي مي كنند و در محيط اطرافشان، افراد ديگر حضور دارند، خوشحال تر هستند و احساس تكامل و فضيلت بيشتري مي كنند. بنابراين، نبايد از ايجاد روابط دوستي عميق بترسيد. اگر نمي دانيد چگونه اين كار را عملي كنيد، پيشنهاد مي كنيم اين گونه عمل كنيد: به مشكلات ديگران بيشتر گوش دهيد، از خودپسندي و خود محوري دست بكشيد و هر لحظه كه فرصت يافتيد، به مردم كمك كنيد. احساس مفيد واقع شدن، به احساس صلح و آرامش نسبت به خودتان مي انجامد.
اگر چه در زندگي روزمره، عصبانيت و نگراني زيادي وجود دارد اما به ياد داشته باشيد كه با فايق آمدن بر اين احساس هاي ناخوشايند، شخصيت شما قويتر و محكم تر مي شود و با مثبت انديشي مي توانيد به مشكلات تان خاتمه دهيد.
همان طور كه قبلا هم گفتيم، به عنوان يك انسان بايد هماهنگي كاملي بين جسم و روحتان وجود داشته باشد. بنابراين، توجه به ظاهر فيزيكي تان را فراموش نكنيد.
همواره پاكيزه و آراسته باشيد. اگر نمي توانيد مشكل را به روش مناسبي برطرف كنيد، در اين صورت بايد خودتان را همان گونه كه هستيد، دوست بداريد. به محض اين كه اينگونه عمل كنيد، با دستيابي به آرامش و شادي حاصل از سرزندگي، همين احساسات را در نگاه ديگران خواهيد ديد.
آن قدر شکست خورده ام تا راه
شکست دادن را آموختم .
«ناپلئون»
دنیای اطراف ما از ماده و انرژی ساخته شده است، ماهیت انرژی هنوز به طور کامل کشف نشده اما می دانیم که انرژی با فرکانس نیز سنجیده می شود. هر چه فرکانس یک انرژی بالاتر شود قوی تر است.
ماده از چه ساخته شده است؟ مولکول. مولکول از چه ساخته شده است؟ اتم. اتم از چه ساخته شده است؟ پروتون و الکترون و نوترون.
الکترون که جرم ندارد و در حقیقت فقط انرژی است و پروتون تمتم جرم اتم را در بر دارد، اما پروتون از چه ساخته شده است؟ در کتاب استفان هاوکینگ آمده است: تقریبا بیست سال پیش فکر می کردند پروتون ها و نوترون ها ذراتی بنیادین هستند ولی آزمایشهایی که در آنها پروتونها با سرعت زیادی به پروتونها یا الکترونهای دیگر برخورد می کردند نشان دادند که آنها در واقع از ذرات کوچکتری تشکیل یافته اند به نام کوارک !
و اما آخرین سوال، کوارکها از چه ساخته شده اند؟ جواب سوال را خود استفان هاوکینگ به ما داده است می دانیم که استفان هاوکینگ بزرگ ترین دانشمند زنده قرن است. او می گوید کوارکها از انرژی ساخته شده اند. پس می توانیم بگوییم همه چیز در این دنیا از انرژی ساخته شده است. چون طبق نظریه نیوتن جهان از ماده + انرژی ساخته شده است و اخیرا کشف شده که ماده نیز از انرژی ساخته شده است.
افکار، خاطرات و ذهن ما مواردی هستند با انرژی و فرکانس بسیار بالا، به همین خاطر غیر قابل دیدن اند. اما قابل درک هستند. برای همین وقتی فکر می کنیم یا درس می خوانیم گرسنه می شویم چون از توان موجود در خود برای تولید انرژی فکر استفاده کرده ایم و حال باید انرژی از دست رفته را برگردانیم. طی آزمایش بسیار دقیقی که در یکی از دانشگاههای آمریکا در سال 1965 انجام گرفت دانشجویی را بر روی ترازویی با حساسیت بالا قرار دادند و از او خواستند که یک ضرب 5 در 5 رقمی را انجام دهد و هنگام محاسبه مشخص شد که وزن دانشجو د رحد بسیار کم افزایش یافته است. بنابراین، انرژی وزن هم دارد. پس افکار منفی و مثبت هر کدام دارای وزن و ارتعاش خاص خود هستند و حتی می توانند بر روی محیط اطراف و انسانهای دیگر تاثیر بگذارند. به خاطر همین است که وقتی موسیقی ملایم گوش می دهیم آرام می شویم اما وقتی به موسیقی تند و خشن گوش می دهیم مشوش می شویم این تنها به خاطر تفاوت فرکانس های دو موسیقی است.
خیلی وقتها وقتی به چیزی معتقدیم به سرمان می آید. مثلا معتقدیم که بعد از هر خنده گریه هست. این باعث می شود که نا خودآگاه ما انرژی هایی از خود ساطع کند که د رجهان هستی تاثیر گذار باشد.
ما ناخود آگاه دوست داریم جهان ما را به سمتی ببرد که به آن معتقدیم. وقتی ما احساس می کنیم که خوش شانس هستیم بر روی محیط و جهان هستی تاثیر می گذاریم.
فکر، احساس و باورهای ما باعث می شود انرژی هایی د ردنیا پخش شود که ما را به سمت خوش شانسی هدایت کند و همین طور هم بد شانسی. پس بهتر است از این به بعد فکر کنیم که خوش شانسیم. به هر حال اگر هم هیچ تاثیری نداشته باشد این فایده را دارد که روحیه بهتری برای زندگی داریم و در خیلی از موقعیت ها از اعتماد به نفس بهتری برخوردار خواهیم بود. بنابراین
ما انسانها همانی هستیم که در کودکی آینده خود را تصور می کردیم.
قرن ها ناليدن به كجا انجاميد؟؟
تو محكومي به زندگي كردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي... اگر خاموش باشی !
آیا میدانستید یک عقاب پیش از آنکه توفان همه چیز را خراب کند می داند که توفان در حال نزدیک شدن است؟
عقاب به ارتفاع بلندی پرواز می کند و منتظر باد می شود. وقتی توفان آغاز شد عقاب بالهایش را طوری تنظیم می کند که باد او را بالا ببرد، بالاتر از توفان. در حالی که توفان شدت می یابد، عقاب خودش را به اوج می رساند، ولی از آن نمی گریزد. از باد، به سادگی برای بالا رفتن استفاده می کند و اوج می گیرد.
وقتی توفان زندگی به سراغ مان می آید ما هم می توانیم با معطوف کردن ذهن و باورمان به سوی خداوند، اوج بگیریم. لزومی ندارد که توفان بر ما چیره شود. ما می توانیم اجازه دهیم نیروی خداوند ما را به بالا برساند.
خداوند ما را قادر می سازد که بادهای توفانی را که بیماری و فقر، مصیبت، شکست و نا امیدی را به زندگی مان می آورند، کنترل کنیم. ما می توانیم بر فراز توفان اوج بگیریم.
به یاد داشته باشید، این مسوولیت سنگین زندگی نیست که ما را پائین می کشد بلکه نحوه مواجه شدن ما با آنهاست.
یک رهبر بزرگ بیشتر از آن که کاری کند تا دیگران به توانایی های وی ایمان آورند، بیشتر کاری می کند تا دیگران به توانایی های خویش ایمان آورند.
در محیط اطرافمان، همواره مسایلی به چشم می خورند که در مورد آن ها اظهار نظر نهایی نشده است. این دسته از مسائل در پیرامون زندگی خصوصی و اجتماعی همه ملل و جوامع وجود دارد، یکی از این موارد که شاید در تمام کشورها جاری باشد موضوع شانس و ارتباط آن با عمل است.
بارها دیده و شنیده ایم که اتفاقات را به شانس منتسب کرده اند. برای مثال شخصی در کار تجارت به رشد چشمگیری می رسد، می گویند: واقعا شانس داشت. چندین سال است که ما به کارهای متفاوتی دست می زنیم، تلاش کرده و راهها را بررسی می کنیم اما دریغ از یک نتیجه خوب ولی فلانی هنوز یک سال هم نیست کارش را شروع کرده، به کجا رسیده. تمام شهر او را می شناسند. این واقعیت جاری را به بد شانسی خود و خوش شانسی دیگران نسبت می دهند. حال پرشس این است آیا می توان رشد و موفقیت یک فرد، جامعه و کشور را به دلیل اقبال بد و یا خوب آن دانست؟
معیار تفکیک این واقعیت در کجاست؟
آیا می توان برای این سوال پاسخی یافت اطلاعات نشان می دهند که هر جا پای موجودی به نام انسان در میان است حصول یک نتیجه گیری قطعی و نهایی مانند یک فرضیه علمی و ریاضی مقدور نیست. محکم ترین دلیل بارز آن پیچیدگی رفتار آدمیان است. به خاطر مجهول بودن بعضی از دلایل باعث شده تا افراد واژه شانس را جایگزین علت اصلی کنند.
مثلا اگر فردی در دانشگاه یا کار تجارت و یا در هر حرفه ای موفق بوده و رشد کند قطعا به مجموعه عواملی ارتباط دارد که آن فرد بدانها متوسل شده است ولی از آن جایی که ممکن است این اسباب و عوامل برای دیگران روشن نباشد آن را به مساله شانس نسبت می دهند.
همه افراد، جوامع و کشورهایی که به رشد و توسعه رسیده اند در واقع علت اصلی پیشرفت را یافته اند و بر آن فاکتورها پای فشرده اند و بالعکس افراد جوامع و کشورهایی که از قافله توسعه موفقیت باز مانده اند قطعا اسباب رشد را پیدا نکرده اند. اگر لذت نمی بریم از بدشانسی ما نیست بلکه به عدم شناخت ما نسبت به قوانین چگونه لذت بردن بر می گردد.
بایستی ریشه و قوانین ذاتی مربوط به چگونه لذت بردن را آموخت و بدان عمل کرد این واقعیت پیرامون همه امور آدمی صدق می کند. شانس، قانون دور کردن ما از یافتن آرامش واقعی است!
شانس، اسباب به هم ریختگی درونی و بیرونی حضور و بروز کسانی است که به دنبال عمل هستند. شانس، بازدارنده حرفه ای عمل است. هر جا شانس حضور دارد عمل و موفقیت د رخواب است.
جوامعی که به شانس باور دارند در عمل عقب افتاده اند. شانس هر جا بروز کند ابتدا به شکار عمل مبادرت می ورزد. شانس در جوامعی حضور دارد که د رآنجا جهل بیشتر است و بالعکس عمل د رجوامعی سایه می گستراند که در آن جا آگاهی و علم افزون تر است. وقتی در مجلسی شانس دعوت شود عمل را از آنجا بیرون می کنند.
مسئولیت به معنای تعهد است و مسئولیت پذیری یعنی وجود تعهد در شخص برای انجام کاری که به او سپرده شده است و وجود آن در هر شخص برای انجام کارهای گروهی ضروری است .افراد مسئولیت پذیر در اصل امانت دار خوبی نیز هستند.افراد موفق خود را مسئول اعمال خویش می دانند.خبرگان این زمینه می گویند با پذیرش مسئولیتهای مختلف , مدیر خود باشید و با قبول مسئولیت و انجام صحیح آن خود را مورد توجه مسئولان سازمان کاری خود قرار دهید و با دادن مسئولیت به دیگران بر آنها مدیریت کنید.البته به افراد مسئولیتی بسپارید که می دانید از عهده انجام آن بر می آیند.مسئولیت پذیری خصلت انسانهای شجاع و آینده نگر است .افراد مسئولیت پذیر دارای صفات مشترکی هستند از قبیل: کار را انجام می دهند,تعالی خواه هستند,از کار رو گردان نیستندو در هر شرایطی کار را انجام می دهند.
از آنجا که کار Network Marketing یک کار گروهی است و از شبکه ای از افراد تشکیل شده است ,تقویت حس مسئولیت پذیری در افراد و مشارکت آنها در امور مختلف گروه مانند آموزش افراد تازه وارد و جمع آوری مطالب آموزشی , ضروری می باشد.برای اینکه هر فرد در این سیستم موفق باشد, بایدبه مسئولیتهای خود در قبال زیر مجموعه های خود عمل کند.
راههای افزایش حس مسئولیت پذیری در افراد
- بهترین راه برای افزایش حس مسئولیت پذیری در افراد گروه این است که افراد بالاسری به مسئولیت خود در قبال افراد زیر مجموعه به خوبی عمل کنند.از آنجا که افراد بالاسری همیشه الگوی بقیه افراد هستند,این عمل آنها باعث می شود که بقیه افراد با الگوبرداری از آنها به مسئولیتهای خود به خوبی عمل کنند.
- افزایش حس اعتماد به نفس درافراد;یکی از دلایلی که اکثر افراد از قبول مسئولیت شانه خالی میکنند این است که بیم دارند نتوانند کارهای محوله به خود را به درستی انجام دهند و به همین مورد سرزنش و تمسخر دیگران قرار بگیرند.پس افراد بالاسری می توانند با دادن حس اعتماد به نفس به افراد آنها را در قبول مسئولیت یاری کنند.
((تجربه به شما میگویدچه کنید;اعتماد به نفس اجازه انجام دادن آن را به شما میدهد)) استن اسمیت
اعتماد به نفس یعنی باور اعتقادی که هر شخص نسبت به خودش دارد.اعتماد به نفس عامل بسیار مهمی است که انسان برای محافظت خود در برابر تیرها و قلاب سنگهای منفی گرایی به آن نیاز دارد.در نبود اعتماد به نفس ترس و نگرانی برانسان تسلط می یابند,پیشرفت انسان دچار وقفه می شود و توان زندگی را از دست میدهد.
اعتمادبه نفس عادتی است که می توان هر روز آن را تقویت کرد.در طی این فرایند,شما باترس ,نگرانی و نااطمینانی دست و پنجه نرم میکنید.این عناصر جزر و مد جریان زندگی را تشکیل می دهند.این تلاش پیوسته و جنگی ذهنی است که اگر زندگیتان رو به غنی شدن است ,باید در آن پیروز شوید.
راههای افزایش اعتماد به نفس
رسیدگی به کارهای نیمه تمام
کار نیمه تمام واژه ای است که همه گرفتاریهای زندگی شما را که تاکنون از عهده انجام آن برنیامده اید را مشخص میکند. دلیل آنکه اکثر افراد با این کار نیمه تمام روبه رو نمی شوند ,ترس است .ترس ,شک را بوجود می آورد و شک به کمبود اعتماد به نفس می انجامد.پس برای افزایش اعتماد به نفس باید لیستی از کارهای ناتمام تهیه کرد و سپس در مورد هر کدام از کارها باید یا برای همیشه از انجام آن منصرف شد ,یا آن را به پایان رساند.
ایمان
افزایش ایمان عامل مهمی در افزایش اعتمادبه نفس است .ایمان به خدا و ایمان به هدف .ایمان به انسان کمک می کند تا بر ترس های خود غلبه کند و اعتماد به نفس خود را افزایش دهد.
مبارزه طلبی
با به مبارزه طلبیدن مشکلات و رفتن به سوی مشکلات به سوی مشکلات قبل از اینکه مشکلات به سراغ انسان بیایند ,باعث غلبه بر ترس و افزایش اعتماد به نفس می شود .هر چه که انسان بخواهد,در آن سوی ترس قرار گرفته است.
تشویق کردن
این روش را بقیه افراد گروه می توانند برای افزایش اعتماد به نفس یک شخص در گروه بکار بندند.تشویق یک فرد باعث می شود شخص در خود احساس غرور و اعتماد به نفس کند.
راههای زیاد دیگری برای افزایش اعتماد به نفس وجود دارد .مثل نشستن در ردیف جلو,نگاه کردن به چشمان دیگران ,خندان بودن و ...اما در پایان باید بگویم اعتماد به نفس با عمل رشد میکند , نه با فکرکردن .تنها عمل است که پیامد دارد.تا هنگامی که شما تغییر نکنیید,هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.
ذات بشر متمایل به آزادی است. مشتری می خواهد که او را با چند گزینه مواجه کنید تا وی بتواند از میان شان انتخاب کند. بهتر است چند نوع از یک محصول خاص را داشته باشید تا مشتری بتواند مطابق با سلیقه خودش دست به انتخاب بزند. هر چقدر مشتری هنگام خرید از شما احساس بهتری داشته باشد امکان مراجعه مجدد وی و ترجیح دادن شما برای خریدهای آینده بیشتر خواهد بود.
|
|