|
گمبیت
|
||
|
می بینم. میشنوم. می گویم ... مینویسم ... پس هستم |
فکر کردن کاری است که همه می کنند
پس فکرهای بزرگ بکنید...
اتلاف وقت از هدر دادن پول هم اسفناك تر است.زيرا هميشه قادر به پول درآوردن هستيد ولي زمان هرگز باز نمي گردد.دوران جواني زماني است كه شما وقت زيادي در پيش روي خود داريد.بنابراين شايد فكر كنيد اتلاف اندكي از آن خطاي چنداني نيست.موفقيت و شكست عواملي هستند كه از نحوه استفاده شما از وقت بدست مي آيند.پس عاقلانه از وقت خود استفاده كنيد.هر لحظه تنها يكبار فرا مي رسد. اشتباه نكنيد اين عمر انسان نيست كه كوتاه است بلكه ما با اتلاف وقت آن را كوتاه مي كنيم. يك فرد مي تواند با تلاش و كوشش فراوان ثروت فراواني جمع كند.اما چناچه دقت كافي نداشته باشد آن را در يك لحظه از دست مي دهد.و شايد شخصي ثروت اندكي داشته باشد ولي با دقت بيشتر اين ثروت را حفظ كند و به مرور زمان افزايش دهد.اين اصل در مورد زمان هم صادق است. به هر حال عمر انسان با ارزشتر از آن است كه بيهوده تلف شود!
۱- در قدیم همه چیز ساده تر بود ولی الان همه چی مشکل شده.
۲- من بیش از اندازه جوان هستم.
۳- پیرتر از آنم که بتوانم کاری کنم.
۴- سرمایه ندارم.
۵- آموزش کافی ندیده ام.
۶- استعداد مادرزادی ندارم. من ذاتا نمی تونم تو این کار موفق شم.
۷- انرژی کافی ندارم.
۸- می ترسم شکست بخورم.
۹- هر کاری که کردم شکست خوردم.
و...
اگه احساس می کنید که در زندگی موفق نیستید پس باوری دارید که جلوی موفقیت شما رو گرفته. پس از خودتون بپرسید اون باور چیه؟چندین بار این سوال رو از خودتون بپرسید.
بذارید ذهنتون به اون آرام آرام جواب بده. شاید بعد چند روز یا حتی چند ساعت جوابشو پیدا کنید.
این یک گام بزرگ و شاید مهم ترین گام در راه موفق شدن شما است.
"حرفهايبودن دركار عبارتست از داشتن ديدي كامل و نگرشي كلنگرانه به يك كار يا زمينهي كاري كه با تسلط و احاطهاي همهجانبه بر موضوع همراه است و صد البته ناشي از دغدغهمندي، تجربه فراوان و كسب دانش و خردمندي لازم و كافي در آن زمينه است."
1. دغدغهمندي: كار براي شما، مسأله و دغدغه است، يعني شما به هر علت (نياز مالي، دغدغه علمي و...) آمدهايد تا مسألهاي را حل كرده و گرهاي را بگشاييد.
2.جديت: آن كار براي شما يك مسألهي عادي يا فرعي نيست بلكه در كار مصمم و جدي هستيد.
3.دانش و خردمندي: بر آن حوزهي كاري اِشراف فكري داريدو خلاقانه و آيندهنگرانه به ارتقاي وضعيت انديشيده و راهكارهاي آن را ابداع مينماييد.
4.تجربه فراوان: در اثر تجربه و ممارست فراوان در آن زمينه، دركي عميق و ژرفيافته و تمامي مهارتها و توانمنديهاي مورد نياز را بهدست آوردهايد.
5 .لذتبردن: دائماً از انجام كار خود، لذت ميبريد وآن را صرفا"براي رفع نياز، گذران امور، با بي ميلي و بهصورت انفعالي انجام نميدهيد.
6. احترامگذاري: براي همكاران، مشتريان، كارفرمايان، سازمان خود و به ويژه براي پيشكسوتان نهايت احترام و ادب را قائليد.
7. يادگيري مستمر: دائماً در كار خود ميآموزيد و در هر مرحله از انجام كار خود، سعي ميكنيد نكتهاي را آموخته و دستخالي از اين تجربه برنگرديد.
8. پشتكار: هيچگاه نوميدي بر شما مستولي نميگردد و به راحتي از ميدان بدر نميشويد.
9. دلسوزي و تعهد: كارهاي خود را دلسوزانه و متعهدانه انجام ميدهيد. به كار خود و سازمانتان "تعلقخاطر" داريد و كار را از آنِ خود ميدانيد.
10. بهرهوري: بازده كار شما بالاست. اثر بخشي و كارآيي زيادي داريد. ازسرعت و دقت كافي برخورداريد و در كارهايتان خلاقيت و نوآوري به خرج ميدهيد.
از همين امروز بكوشيم تا در زندگي خود حرفهاي باشيم و با مسايل كاري خود حرفهاي برخورد نماييم تا براي خود و جامعهثمربخشتر باشيم و نقش جديتر و اثرگذارتري ايفا نمائيم.
زندگي و كار در يك محيط حرفهاي واقعاً لذتبخش است.
هیچ چیز محال نیست !
هر کاری راهی دارد. اگر به اندازه کافی
اراده اش را داشته باشید به قدر کافی
وسایلش را پیدا می کنید...
دیروز داشتم صفحات یک مجله تحقیقاتی را ورق می زدم و به نکته جالبی برخوردم. مطلب در مورد چند تن از مشاهیر جهان و بررسی زندگی گذشته آنها بود.( اگر یادتان باشد قبلا مطلبی را در مورد وینفری میلیاردر زن آمریکایی تحت عنوان چرا فقط بعضي از افراد در بازاريابي شبكه اي، دولتمند مي شوند؟ در وبلاگ نوشته بودم.)
وقتی این مطلب را داخل مجله خواندم به این نتیجه رسیدم که هر کس می تواند حتی از پائین ترین مراتب اجتماعی خود را به بالاترین سطح آن برساند به شرط آنکه تصمیم بگیرد٬ گام بردارد و تلاش کند تا مسیر زندگی خود را دگرگون نماید.
به عنوان مثال موارد زیر را ببینید:
راد استوارت:
خواننده سرشناس انگلیسی٬ پدر و مادری روزنامه فروش داشت و خود ابتدا در خیابانها آوازه خوان بود و پول جمع می کرد و حتی به اتهام ولگردی یکبار به زندان افتاد.
استفان کینگ:
نویسنده معروف جهانی٬ در یک مدرسه سرایدار بود و هنگامی که داشت کمدهای دانش آموزان را تمیز می کرد تصمیم به نوشتن اولین رمانش گرفت.
جک نیکلسون:
بازیگر قدیمی و ثروتمند هالیوود٬ در ابتدا یک پستچی بود.
تامی هیل فایگو:
از طراحان بنام و معروف لباس٬ که لباسهای او امروزه بر تن بسیاری از ستارگان هالیوود دیده می شود زمانی که هیچ فرو شنده ای حاضر نمی شد حتی شلوارهای طرح او را در مغازه اش بگذارد و بفروشد٬ در کنار خیابان و پشت یک وانت آنها را می فروخت.
ویلیام وات کینز:
رئیس موسسه تکنولوژی دروازه دریا٬ مامور شیفت شب یک بیمارستان روانی و مراقب بیمارانی بود که از حالت کنترل خارج می شدند.
براد پیت:
بازیگر مشهور آمریکایی٬ قبل از اینکه در بازیگری به این شهرت برسد در یک یخچال فروشی حمال بود!
گارت بروکس:
تا قبل از اینکه رکورد جهانی موسیقی را بشکند در یک مغازه چکمه فروشی٬ شاگرد فروشنده بود.
جنیفر آنیستون:
ستاره پولدار هالیوودی و همسر سابق براد پیت٬ در ابتدا پیش خدمت یک رستوران بود.
آدولف هیتلر: در کودکی به علت مرگ پدر و نداشتن هزینه تحصیل از مدرسه اخراج شد٬ و تا سالها برای خرج خوراک خود نقاشی می کرد و کارت تبریک می کشید!
سیلوستر استالونه:
همان راکی با شهرت جهانی٬ زمانی جاروکش قفس شیرها در یک باغ وحش بود و همه احتمال می دادند او در آینده زندگی سختی را بگذراند.
مایکل دل:
موسس و رئیس شرکت سهامی کامپیوتری ٬DELL در یک رستوران چینی ظرف می شست و به صورت ساعتی مزد می گرفت!
بیل گیتس:
ثروتمند ترین مرد جهان و صاحب کمپانی بزرگ مایکرو سافت٬ در جوانی در ساختمان کنگره واشنگتن یک پادو بود!!!
حالا قضاوت کنید چه شباهتی بین گذشته و آینده افراد می تواند وجود داشته باشد. افرادی که قبلا چنین زندگی سطح پائینی را می گذراندند٬ اکنون در این موقعیت ها قرار دارند. زیرا امروز تصمیم گرفته اند تا فردایشان مثل دیروزشان نباشد.
آیا ما نمی توانیم حتی تصمیمش را بگیریم؟!
گذشته هیچگاه شبیه به آینده نیست اگر ... بخواهیم.
تمام چیزهایی که نوابغ آینده خواهند گفت
هم اکنون در وجود من و شما هست.
فقط باید روی آنها انگشت گذاشت.
· در لحظه لحظه زندگي ات بهار را جاي مي دهي.
· با توكل به خدا و عزمي راسخ، چرخ هاي كاميابي زندگي ات را به حركت در مي آوري.
· با صبر و حوصله بي قراري هايت را درمان مي كني.
· واژه هايي مانند «خود كم بيني، حقارت و ...» را نمي شناسي و برايت وجود خارجي ندارند.
· با قلبي شاد و پراميد، آنقدر به مشكلات زندگي ات مي خندي تا از پا در آيند.
· هميشه طوري زندگي مي كني كه رفتار هايت، افكار و انديشه هاي مثبت تو را تاييد كنند.
· آن قدر با خدا مانوس هستي كه هيچ وقت احساس تنهايي نمي كني حتي اگر در جزيره اي متروك باشي!
· آخر هفته هايت را به مسافرت اختصاص مي دهي. اين مسافرت مي تواند بيرون آمدن از خانه و رفتن به اطراف شهر محل سكونتت باشد.
· در هر شرايطي سعي مي كني كه در جاده زندگي، قدم هايت را محكم و مطمئن برداري.
· در لحظه هاي دلتنگي، مانع حضور اشك نمي شوي، مي بيني چه زود آرام مي شوي!؟
· هيچ گاه و در هيچ زمينه اي، وارد مسايل حاشيه اي نمي شوي.
· افق گسترده و روشن رويت را به وضوح مي بيني.
· از شنيدن آواهاي طبيعت حتي صداي تكان خوردن سريع بال هاي كوچك يك زنبور لذت مي بري.
· احساس قدرداني ات را نسبت به پدر و مادرت، به بهترين و زيباترين شكل ممكن ابراز مي كني.
· يكي از مهم ترين اهداف زندگي ات، تربيت معنوي كودكت است.
|
|