|
گمبیت
|
||
|
می بینم. میشنوم. می گویم ... مینویسم ... پس هستم |
به نام دوست
دیروز سکوت اختیار کردم. به این بهانه خواستم مطلبی را بنویسم تا برخی از دوستان خوبم شاید قلمشان به حرکت درآید و دوباره شروع کنند به نوشتن! و جسارتا اگر خدای نکرده نمی خواهند بنویسند و یا وقت و مجالش را ندارند لااقل یک خط را صرف نوشتن خداحافظی کنند.
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
البته برخی همکاران عزیزم ابراز لطف نموده و در همین رابطه راهنمایی هایی هم کردند که کمال تشکر را دارم. اما مطلبی هم هست که باید دوستان آنرا مد نظر بگیرند. موارد زیر را من باب خرده گیری ندانید. چون من اصولا اهل راهکارم و نه حتی انتقاد. ( خواهشا به عنوان مطلب دقت نظر بفرمایید )
مدت زیادی است که در وبلاگهای شخصی خودم مطلب می نویسم اما خیلی وقت قبل از وبلاگ نویسی مشغول وبلاگ خوانی بوده ام. از هر نوع مطلب و هر سبکی که بود. و به این نتیجه رسیدم که تا بازار بحثی و کاری داغ است حرفش هم زیادتر٬ اما به محض کم شدن این حرارت!( به هر دلیلی حتی به مصلحت) خیلی زودتر از موضوع اصلی دورو بری ها سرد می شوند.
شدیم کاسه داغ تر از آش ( شاید هم سردتر از آش ! )
دیگر اینکه تجربه به من نشان داده باید خیلی چیزها را در مورد نوشتن مد نظر گرفت: از جمله توانائی ارائه مطلب، کیفیت نوشته ها، مدت زمان صرف شده برای کار، نحوه پاسخگویی و غیره.
همانگونه که هزل گوئی باعث دافعه در خواننده می شود قطع و وصل کردن هم همینطور عمل می کند و علاوه بر پائین آوردن اعتبار نویسنده باعث باز شدن زبان خیلی ها برای اعتراض می گردد، بالاخص افرادی که ( به هر بهانه ای ) گوشه چشمی از مرحمت به وبلاگ نویسان دارند !!!
دوستان گرامی : ما همه همانیم که بودیم شاید فرقی که کرده ایم افزایش شعورمان از فراگیری چیزهایی باشد که در اینجا یاد گرفته ایم. پس علی القاعده باید بهتر از دیروزمان باشیم و ...
باعث تاسف است وقتی می بینیم وبلاگی که زمانی یکی از بهترین ارائه دهندگان مطالب آموزشی در کار بوده و راهنمائیها و شاید شعارهایش اعتماد بسیاری را به خود جلب کرده ناگهان افت شدید بکند و سرانجام مطلب ننویسد. و اینجاست که متاسفانه زبان بعضی ها باز میشود به قصاص قبل از گناه !
و بدتر: بعد از مدتی هم که می بینیم اعلام می کند ما با شروعی دوباره آمده ایم ! ولی همین اطلاعیه آخرین پست مطلبی است که درج می کند و والسلام !
حالا دیگر: تو مفصل بخوان از این مجمل ...
نمی دانم. شاید اشکال کار از جای دیگری است ولی در هر صورت واقعیت این است که وظیفه ما حل این اشکالات است. شاید بهتر باشد مطالبی را که از موفقیت، ایمان، استقامت و غلبه بر مشکلات در نوشته هایمان در معرض دید خوانندگان می گذاریم خودمان هم بخوانیم و به کار بگیریم. فقط به صرف موعظه دیگران دلمان خوش نباشد. امیدوارم از آنهایی نباشیم که دیگران را سیراب می کنند و خود نمی دانند آب چیست؟!
چه بسا افرادی که از این مطالب و راهنمائی های بزرگان بهترین بهره را می گیرند و ما که واسطه رسیدن آنها بوده ایم نمی دانیم چه چیزی را داریم از دست می دهیم ؟!
حرف بسیار است ولی زمان کوتاه. و جای خیلی حرفهاست که پس از صحبت با دوستان و همکارانی که بالاخص این چند مدت انگشتانشان روی کیبورد کمی سرد شده! برایم حاصل شد اما به قول معروف:
هر سخن جائی و هر نکته مکانی دارد
قابل عرض: در آخر بهتر است طوری باشیم که در آینده اگر به هدف و مقصد رسیدیم و بازار دست نوشته هایمان داغ شد! از کوتاهی امروزمان خجالت نکشیم و اگر نبودیم یا نخواستیم دست کم یادمان به خیر باشد.
شاداب باشید
|
|